<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189</id><updated>2011-07-31T02:12:39.378-07:00</updated><title type='text'>زيرزمين</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>15</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-1420452772384429454</id><published>2010-08-29T09:18:00.000-07:00</published><updated>2010-08-29T09:25:45.892-07:00</updated><title type='text'>بیانیه‌ی نخستین ناشران خبر شهادت ترانه موسوی درباره‌ی راستی این رویداد/ رضا ولی‌زاده – لیلا ملک‌محمدی</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/THqJ-5sry2I/AAAAAAAAABc/BvDuiUIVX2Q/s1600/TaranehMosavi%5B1%5D.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 150px; height: 180px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/THqJ-5sry2I/AAAAAAAAABc/BvDuiUIVX2Q/s400/TaranehMosavi%5B1%5D.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5510868807774358370" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;
…و ایشان را تا در خود بازنگریستند&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt; &lt;p&gt;جز باد&lt;/p&gt; &lt;p&gt;هیچ به کف اندر نبود&lt;/p&gt; &lt;p&gt;جز باد و به جز خون خویشتن&lt;/p&gt; &lt;p&gt;چراکه نمی‌خواستند؛ نمی‌خواستند&lt;/p&gt; &lt;p&gt;نمی‌خواستند که بمیرند&lt;/p&gt; &lt;p&gt;«احمد شاملو»&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;فعالان محترم حوزه‌ی رسانه، اهالی فکر و نظر و مردم شریف ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;و شما سربازان پیدا و پنهان نظام اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ما (لیلا ملک‌محمدی و رضا ولی‌زاده) امروز به ضرورتی روی سخن با تمام  شما داریم؛ شما که زخم‌خورده و زخم‌زننده، به میدان درآمده و هستی خود را  برای رسوایی ستم‌کاریِ دشمنان خانگی، عیارانه به میدان آورده یا گوشه‌ی  عافیت اختیار کرده یا دست و زبان خود را به کام دشمن، تازیانه‌ی مردم  کرده‌اید. چه بسیار اتفاق نادره‌ای‌ست که بیانه‌ای خطاب به جمعی بدین پایه  ناهم‌گون و ناهم‌بسته نوشته شود؛ اما کدام شماست که نام «ترانه موسوی» را  نشنیده باشد و خود را بازجویانه به قضاوت چیستی ماجرایش ننشانده باشد. این  خود نقطه‌ی اشتراک همه‌ی ماست. این نوشته خطاب به همه‌ی شماست که یا تنها  گوشی برای شنیدن ماجرا بوده‌اید یا دل‌آشوبه‌های هولناکی‌اش را یک سال تحمل  کرده یا با خلوص نیت در واقعیت آن تردید کرده‌اید یا به دستور، آن‌را دروغ  و دغل خوانده‌اید.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ما نویسندگان این نوشته رسماً اعلام می‌کنیم برای نخستین‌بار خبر  بازداشت، احتمال تجاوز به عنف و یافتن جسد ترانه‌ موسوی – کسی که در 7 تیر  1388 بازداشت و در بازداشتگاهی غیر رسمی با تعدادی هم‌بند بازجویی شد؛ آسیب  جسمی فراوان دید و به گفته‌ی خانواده‌اش سوزانده شد – را در وبلاگ‌هامان  منتشر کردیم. ما که سال‌ها با عناوین مختلف در تحریریه‌ی خبرگزاری‌ها و  روزنامه‌های ایران فعالیت کرده‌ایم به مسوولیت خطیر خود آگاه بوده و  مسوولانه نسبت به انتشار خبری اقدام کردیم که منابع مختلف آن‌را تأیید کرده  و شواهد و مستنداتی امکان چون و چرا در راستی آن‌را رد می‌کرد. ما اکنون  نیز پس از 14 ماه هم‌چنان بر این عقیده استواریم و کوچک‌ترین تردیدی در  وقوع این جنایت نداریم؛ زیرا در روزهایی که سرنوشت ترانه در پرده‌ی ابهام  قرار داشت و پس از آن‌که جنازه ی او پیدا شد نزدیک‌ترین نمایندگان افکار  عمومی به خانواده‌ی ترانه بودیم واز اضطراب و دلهره‌ای آگاهی  داشتیم که پس  از چند روز بی‌خبری از ترانه با تماس‌های تلفنی مشکوک بر سر خانواده‌ی او  آوار می‌شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اگر روزی به ضرورت &lt;a href="http://nakhana.wordpress.com/"&gt;لیلا ملک‌محمدی&lt;/a&gt; پشت وبلاگ &lt;a href="http://zeerzamin.blogspot.com/"&gt;«زیرزمین»&lt;/a&gt; به انتشار خبر دستگیری و کشته‌شدن ترانه موسوی و &lt;a href="http://rezavalizadeh.blogspot.com/"&gt;رضا ولی‌زاده&lt;/a&gt; پشت وبلاگ &lt;a href="http://cherikonline.blogspot.com/"&gt;«چریک آن‌لاین»&lt;/a&gt;  به انتشار خبر دستگیری، کشته‌شدن و طرح احتمال تجاوز به ترانه موسوی در  زمان بازداشت اقدام کردند امروز این پنهان‌کاری – تا آن‌جا که به امنیت این  اشخاص مربوط می‌شود- تا حدودی ضرورت خود را از دست داده است؛ هرچند  هم‌چنان برخی در ایران و در ارتباط با این ماجرا با مشکلات امنیتی  مواجه‌اند و قطعاً ما هم‌چنان نمی‌توانیم بی‌هیچ بیش و کم از ترانه موسوی و  شاهدان بازداشت او و راویان ماجرایش سخن بگوییم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ما در این نوشته بار دیگر تأکید می‌کنیم با شواهد و مستنداتی که این خبر  را با تکیه بر آن منتشر کردیم و شواهدی که طی یک سال گذشته به دست آمده،  متأسفانه کوچک‌ترین تردیدی نسبت به وقوع  تراژدی مرگ ترانه در زمان بازداشت  نداریم و روزی را انتظار می‌کشیم که پرتو شهادت شاهدان عینی در دادگاهی  صالح، ابعاد دردناک این فاجعه را روشن کند و آمران، عاملان و زمینه‌سازان  آن را به سزایی برابر و به بزرگی این عمل وحشیانه برساند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;و نیز لازم می‌دانیم تأکید کنیم به هیچ‌وجه انتقادها و شبهه‌هایی را که  به راستی و اصالت این خبر وارد می‌شود، مخدوش‌کننده‌ی پایگاه و ارزش فعالیت  حرفه‌ای‌مان در حوزه‌ی رسانه نمی‌دانیم و از آن گذشته هم‌چنان که امنیت و  آرامش زندگی‌مان را بر سر آن بذل کردیم خود را پذیرای انتقاد حرفه‌ای  منتقدان بی‌غرض خبر و آسیب غرض‌ورزی دیگران می‌دانیم؛ در عین آن‌که بازیگر  بازی خطرناکی که برخی با اغراض سیاسی و عقده‌های شخصی تدارک دیده‌اند  نخواهیم شد. ما مفتش نیستیم تا اغراض دیگران را کشف کنیم و نه  دیکتاتور-خبرنگار تا باور به خبری را به مخاطب حقنه کنیم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;طی یک سال گذشته کسانی که در راستی این خبر تردید کرده‌اند به 3 گروه تقسیم می‌شوند؛&lt;/p&gt; &lt;p&gt;آن‌ها که فضای امنیتی روزهای پس از انتخابات 88 را درک نکرده‌اند و گمان  می‌کنند تولید خبری از این دست در آن روزها و حتی پیش از آن در فضایی که  امنیت خبرنگار و منابع خبر در آن تأمین بوده است اتفاق می‌افتاد؛ حال آن‌که  چه بسیار حقایقی که به دلیل حاکمیت فضای رعب و وحشت روزهای پس از انتخابات  و تسلط دستگاه‌های امنیتی بر اتفاقات پیدا و پنهان، از دید کنجکاوترین و  بی‌پرواترین خبرنگاران پوشیده مانده و در آینده باید منتظر انفجار خبری‌ای  باشیم که چه بسا ترکش‌های آن هر کدام ترانه‌ای باشد در گوش ما بی‌خبران؛  چراکه به قول شاعر آزادی «&lt;em&gt;مادران سیاه‌پوش/ داغ‌داران زیباترین فرزندان آفتاب و باد/ هنوز/ از &lt;/em&gt;&lt;em&gt;سجاده‌ها سر برنگرفته‌اند&lt;/em&gt;&lt;em&gt;»&lt;/em&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;گروه دیگر آن‌هایی هستند که مسوولانه خبر را کالبدشکافی و اجزاء آن‌را  تحلیل می‌کنند؛ اما چنان به تئوری‌های تولید و انتشار خبر متکی هستند که  نمی‌توانند واقعیت را ببینند و فرایند تولید یک خبر را در شرایط خاص، نظیر  آن‌چه پس از انتخابات بر فضای رسانه‌ای حاکم بود، از تئوری‌های خبر که  غالباً در دانشکده‌های خبر گفته می‌شود جدا کنند و تولید خبر در این شرایط  را تابع فروبستگی همین شرایط بدانند و به داوری بنشینند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اما گروه سوم میراث‌خواران پشت جبهه‌ها هستند. آن‌ها می‌توانند در عین  آن‌که خود را قهرمان انتشار خبری می‌دانند عندالاقتضا قهرمان تکذیب همان  خبر شوند. این گروه چه‌ بسا در هر اقدام خود تابع اغراض سیاسی و حزبی یا  شخصی باشند و در کسب منفعت از هر راه و بی‌راه چنان‌اند که به قیمت  مطرح‌شدن و بر سر زبان‌ها ماندن و به انگیزه‌ی پیروزی در جدال‌های شخصی و  جناحی بی‌اساس، دروغ می‌سازند و با قلب واقعیت، در صف متجاوزان به ترانه‌ها  می‌ایستند. از تلاش صدا و سیمای جمهوری اسلامی و نهادهای امنیتی و  رسانه‌های حکومتی در دروغ‌پراکنی برای تکذیب این ماجرا که بگذریم، طرفه  تلاش کسانی‌ست که با ژست‌های حرفه‌ای در بازی‌ای مشکوک و هوچی‌گرانه با  ادعای دروغین روشنگری به طور مستقیم به بازجویان و مأموران دستگاه امنیتی  جمهوری اسلامی، برای دستگیری‌ و فشارهای تازه‌تر بر شاهدان این ماجرا، خط  می‌دهند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;گرچه سخن به درازا می‌کشد لازم است موجزانه بگوییم ماجرای بازداشت و  وضعیت نامعلوم «ترانه موسوی» را نخستین‌بار و مستقیماً یکی از هم‌بندان او  برای ما روایت کرد و این خبر به شهادت شاهد دیگری نیز مؤکد شد. پس از آن  برای اطمینان از راستی خبر، ما با خانواده‌ی ترانه موسوی تماس گرفتیم. روزی  قطعاً نگرانی پدر بیمار و مادر سال خورده ی او روایت خواهدشد. کامپیوتر  ترانه پر بود از عکس‌هایی که او از تجمعات انتخاباتی و راهپیمایی‌های  اعتراضی پس از انتخابات گرفته بود یا گویای حضور او در این راهپیمایی‌ها  بود؛ خانواده‌ی ترانه هیچ‌یک از این عکس‌ها را، با وجود پافشاری ما، در  اختیارمان قرار ندادند؛ جز عکسی که همه ترانه را با آن می‌شناسند. انگیزه‌ی  اولیه‌ی ما برای انتشار این عکس، که مورد موافقت خانواده‌ی ترانه نیز قرار  گرفت، آن بود که شاید بتوان با انتشار آن، نشانی از او به دست آورد. آن  روزها هنوز نه فعالان رسانه‌ای، نه فعالان حقوق بشر و نه رهبران فکری و  سیاسی، عمق فاجعه‌ای را که در مخوف‌ترین زندان‌های نام‌دار و بی‌نام  می‌گذشت نمی‌دانستند و هیچ‌کدام از ما در خیال نیز آن را نمی‌پروراندیم.  انتشار عکس ترانه موسوی با کسب اطلاعات نگران‌کننده‌ای از وضعیت او  مصادف‌شد. بخشی از این اطلاعات را یکی از نزدیکان خانواده‌ی ترانه موسوی  منتقل می‌کرد و نیز اطلاعاتی که بعدها در مورد احتمال تجاوز به او،  کشته‌شدن، یافتن جنازه و دفن او منتشرشد. پس از آن‌که این خبر توجه افکار  عمومی را جلب کرد و بسیاری در بازانتشار آن مؤثر واقع شدند ارتباط ما با  خانواده‌ی ترانه موسوی قطع شد. از خانواده‌ی سه نفره‌ی ترانه تنها مادری  سال‌خورده مانده بود؛ چراکه پدرش پس از دو هفته از کشته‌شدن ترانه، درگذشت.  تماس‌های تلفنی ما با یکی از نزدیکان این خانواده کم کم از صراحت گفتار  تهی شد و به کلمات رمز و معماگویی‌های به ترس و دلهره آمیخته، گرایید تا آن  که کاملاً و به صورت یک‌طرفه قطع شد؛ اما راه‌های ارتباطی دیگر را کم و  بیش حفظ کردیم. هرچند تلاش ما در واداشتن خانواده‌ی ترانه برای دادخواهی،  به علت‌هایی که روشن است، ناکام ماند هم‌اکنون شاهدیم خانواده‌هایی پس از  یک‌سال زبان گشوده‌اند و از مصیبت‌هایی که بر آن‌ها و عزیزانشان رفته سخن  می‌گویند. از نظر ما به سخن درآمدن نزدیکان ترانه در آینده،‌ دور از ذهن  نیست. در شرایطی چنین فروبسته ما از انجام حداقل‌های ممکن و درآویختن به هر  امکانی که بتواند داد ترانه را بستاند کوتاهی نکردیم. هم‌زمان مجموعه‌ای  از مستندات خبر را در حضور یکی از شاهدان عینی بازداشت ترانه و چند تن از  فعالان رسانه‌ای – که نامشان محفوظ خواهدماند- به کمیته‌ی رسیدگی به وضعیت  آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات سپردیم و از آن‌جا که بعدها تأیید راستی  ماجرای ترانه موسوی مورد تأکید سرشناس‌ترین معترضان حاکمیت قرار گرفت، به  نظر می‌رسد کمیته نیز تحقیقات مستقلی درباره‌ی این ماجرا انجام داده و  شواهد دیگری نیز به دست آورده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;نزدیک به 4 ماه از انتشار این خبر گذشت تا دستگیری اعضای کمیته و کسانی  که ما در ارتباطی مستقیم، ماجرا را برای آن‌ها توضیح داده بودیم و اشارات  محسنی اژه‌ای در یک برنامه‌ی تلویزیونی، دست خطر را گرفت و پشت در خانه‌های  ما آورد و اگر به زعم نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی انتشار  اخبار حوادث پس از انتخابات جرم تلقی می‌شود که می‌شود، ما جرایم دیگری از  قبیل انتشار عکس‌ها، ویدئوها و اخبار اعتراضات پس از انتخابات در رسانه‌های  خارج از ایران مرتکب شده بودیم. تکرار این نکته را مهم می‌دانیم که 4 ماه  پس از انتشار خبر ما هم‌چنان در ایران بودیم؛ بنای ماندن داشتیم و برای کسب  شواهد و مستندات بیشتر از ماجرای ترانه تلاش می‌کردیم. در کدام ذهن معلول و  ناقصی چنین می‌گنجد که فاجعه‌ا‌ی چون قتل ترانه تنها برای اخذ پناهندگی  ساخته و پرداخته شده باشد؟ آیا گرفتن پناهندگی برای دو روزنامه‌نگاری که  یکی از آن‌ها با صدور قرار آزاد بود و دیگری هم پس از انتخابات ده‌ها خبر،  عکس و فیلم از سرکوب‌ها به رسانه‌های خارجی ارسال کرده بود تا بدین پایه  دشوار است که چنین داستانی خلق کنند؟ تاکنون هزاران نفر از ایران  گریخته‌‌اند و به پناهندگی تن داده‌اند؛ آیا همگی باید داستانی می‌داشتند  تا این حد خونین و تمام حیثیت و آبروی‌شان را به تأیید یا تکذیب آن گره  می‌زدند؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اکنون که 10 ماه است از ایران خارج شده‌ایم پیوسته به لحاظ انسانی و  حرفه‌ای خود را مسوول پیگیری این ماجرای دردناک می‌دانیم و برای کسب شواهد و  مستندات بیشتر تلاش می‌کنیم؛ تا آن‌جا که بتوان ماجرای ترانه موسوی را به  پرونده‌ای حقوقی علیه ماشین سرکوب و جنایت جمهوری اسلامی تبدیل کرد و در  این راه دست کمک به سوی تمامی کسانی دراز می‌کنیم که در هر نقطه‌ی جهان دل  در گرو حقیقت و آزادی دارند؛ از تردیدهایی که نسبت به اصالت این خبر طرح  می‌شود ناامید نمی‌شویم و از کسانی‌که با انگیزه‌های مختلف در رد این خبر  می‌کوشند می‌خواهیم تنها به گمان خویش و تهییج مخاطبان بسنده نکنند؛ صاحب  عکس را بیابند؛ ترانه موسوی را زنده و سالم به جهانی نشان دهند که او را  نماد جنایت جمهوری اسلامی علیه معترضان به نتیجه‌ی انتخابات می‌داند؛ شواهد  خود را به سخن وادارند و مستنداتی ارایه دهند که محکم و قانع‌کننده باشد.  این کار برای آن‌ها ساده‌تر خواهدبود؛ چراکه تکذیب این خبر نه تنها تهدیدی  به دنبال ندارد بلکه یک حکومت سراپا امکانات، تمامی توان خود را برای انجام  آن در اختیار تکذیب‌کنندگان قرار می‌دهد. اگر اثبات شود ماجرای ترانه  واقعیت نداشته است کابوس‌های یک‌ساله‌ی ما و تمام کسانی که با نام ترانه  خون گریسته‌اند پایان می‌یابد. ما در کمال خرسندی حیثیت حرفه‌ای خود و  هستی‌مان را بر سر یافتن نشانی از ترانه موسوی یا اثبات ساختگی بودن ماجرای  او معامله خواهیم‌کرد. کاش ترانه موسوی وجود خارجی نداشت و دنیا تا این  اندازه محل توحش نبود؛ آن‌وقت ما نیز رستگار بودیم و سری به سامان داشتیم و  چشم‌هامان را به لبخندی بر این شب کشنده و کشدار می‌بستیم. تحقیق درباره‌ی  ماجرای ترانه موسوی حق و برتر از آن مسوولیت همه‌ی کسانی‌ست که حقیقت را  ارج می‌نهند. ما نیزهمچنان مستقل درباره‌ی آن، با وجود موانع بسیار، تحقیق  می‌کنیم؛ اما نه برای اثبات آن بلکه برای کشف چگونگی رخدادش. با این همه در  این کار به گودال جنجال و هوچی‌گری نخواهیم افتاد و در بازی مشکوک دیگران  حتی در مقام تماشاچی خردی نیز حاضر نخواهیم‌شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;رضا ولی‌زاده – لیلا ملک‌محمدی&lt;/p&gt; &lt;p&gt;4 /شهریور/1389&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-1420452772384429454?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/1420452772384429454/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2010/08/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/1420452772384429454'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/1420452772384429454'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='بیانیه‌ی نخستین ناشران خبر شهادت ترانه موسوی درباره‌ی راستی این رویداد/ رضا ولی‌زاده – لیلا ملک‌محمدی'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/THqJ-5sry2I/AAAAAAAAABc/BvDuiUIVX2Q/s72-c/TaranehMosavi%5B1%5D.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-7909777365897175765</id><published>2009-08-11T23:27:00.000-07:00</published><updated>2009-08-11T23:35:53.724-07:00</updated><title type='text'>اطلاعاتي درباره محل دفن و مدرک تحصيلي ترانه موسوي</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/SoJid--Jf-I/AAAAAAAAABM/ggQOzVMZra0/s1600-h/Copy+of+IMG_2339.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px; height: 240px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/SoJid--Jf-I/AAAAAAAAABM/ggQOzVMZra0/s320/Copy+of+IMG_2339.JPG" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5368961973038448610" /&gt;&lt;/a&gt;
دوستان ترانه موسوي وبلاگي راه اندازي کرده و در آن خبرهاي تازه‌ اي از ترانه را منعکس کرده اند. به گفته آن ها، پيکر ترانه به منطقه وازيوار واقع در چمستان استان مازندران منتقل و در قبرستان روستايي مدفون شده است. آن ها همچنين خبرداده اند که ترانه داراي مدرک کارشناسي در رشته مديريت بازرگاني از دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز بوده و به عنوان کارمند بازرگانی یک شرکت معتبر لوازم آرایشی و بهداشتی و اعطای نمایندگی به سالن های آرایش، فعالیت می کرده است. به گفته دوستان ترانه، او به مطالعه کتاب هایی در حوزه های ادیان و عرفان علاقه بسیاری داشته و معمولا با خودش یک کتاب با این موضوعات را حمل می کرده است.&lt;div&gt;&lt;a href="http://taranemusavi.blogspot.com/"&gt;وبلاگ ترانه موسوي&lt;/a&gt;
&lt;div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-7909777365897175765?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/7909777365897175765/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/08/blog-post_11.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/7909777365897175765'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/7909777365897175765'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/08/blog-post_11.html' title='اطلاعاتي درباره محل دفن و مدرک تحصيلي ترانه موسوي'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/SoJid--Jf-I/AAAAAAAAABM/ggQOzVMZra0/s72-c/Copy+of+IMG_2339.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-3024325673276543915</id><published>2009-08-03T22:40:00.000-07:00</published><updated>2009-08-03T23:05:54.978-07:00</updated><title type='text'>بند 7 اوين، نزديک به دو ماه، ميزبان قهرمان کوهنوردي ايران است</title><content type='html'>&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5365984722461233810" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 203px; CURSOR: hand; HEIGHT: 239px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/SnfOrMR5kpI/AAAAAAAAAA8/lEOIbZ-_gaI/s320/untitled.bmp" border="0" /&gt;

&lt;div align="right"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5365984582392302034" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 203px; CURSOR: hand; HEIGHT: 239px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/SnfOjCe3SdI/AAAAAAAAAA0/rr45-jWtR-E/s320/kazem2a.jpg" border="0" /&gt;کاظم فریدیان، قهرمان کوهنوردی ایران، در زندان اوین است. این کوهنورد با چهره‌اي تکيده و رنجور، در جلسه شنبه دادگاه حضور یافت. فريديان شامگاه 26 خرداد، هنگام بازگشت به منزل در حوالی میدان ونک بدون هیچ تفهیم اتهامی به شکل غیر قانونی و نامتعارف دستگیر شده و تاکنون هم به رغم وعده های مکرر مسوولان آزاد نشده است.

&lt;div&gt;به گفته مادرش که اخیراً یک بار با او ملاقات حضوری داشته است، پرونده اش بدون هیچ گونه رسیدگی پس از نزدیک به 50 روزکماکان بلاتکلیف مانده است.

این قهرمان فاتح قله های هیمالیا که بارها نام ایران و ایرانی را در جهان بلندآوازه کرده، پیش از این همواره در فصول صعودهای هیمالیا در صدر اخبار کوهنوردی رسانه های گروهی قرار داشته است. فریدیان تنها فاتح ایرانی دشوارترین قله جهان k2 است. او در سال 1386 توانست این دومین قله بلند جهان را که 8611 متر ارتفاع دارد، به صورت فردی و در قالب تیمی بین المللی صعود کند و با غلبه بر قله ای که به نام شاه کوه ها و کوه قاتل مشهور است، رویای کوهنوردان ایرانی را به بار بنشاند. فریدیان در سال 1387 نیز با سرپرستی فنی تیمی شش نفره از ایران، توانست قله نانگاپاربات را که 8126 متر ارتفاع دارد و دومین کوه دشوار جهان است، در کشور پاکستان به همراه چهار تن از همنوردانش فتح کند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;کاظم فریدیان در میان کوهنوردان ایرانی، مشهور به فردی است که قادر است دشوارترین و خطرناک‌ترین مسیرهای سنگی و یخی را در کوهستان مقهور خود سازد. او با فعالیت ورزشی خود در قالب تشکل‌های مردم‌نهادی همچون باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند و انجمن کوهنوردان ایران، همواره در تلاش برای ارتقای جایگاه کوهنوردی مستقل و رشد قوانین حاکم بر این ورزش در داخل بود و از سیاست‌های محدود کننده‌ی فدراسیون کوهنوردی فاصله گرفته و در ادوار مختلف انتقادهای صریحی را در رسانه ها به مسئولان این ورزش داشته است.
&lt;/div&gt;&lt;div&gt;او هم‌اکنون در بند 7 زندان اوين روزگار مي‌گذراند. &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5365985007601401250" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 240px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/SnfO7ygnPaI/AAAAAAAAABE/Xc13l4GDDRA/s320/2808.jpg" border="0" /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-3024325673276543915?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/3024325673276543915/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/08/7.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/3024325673276543915'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/3024325673276543915'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/08/7.html' title='بند 7 اوين، نزديک به دو ماه، ميزبان قهرمان کوهنوردي ايران است'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/SnfOrMR5kpI/AAAAAAAAAA8/lEOIbZ-_gaI/s72-c/untitled.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-34528931841213835</id><published>2009-08-03T03:37:00.000-07:00</published><updated>2009-08-03T23:05:06.485-07:00</updated><title type='text'>ترانه ی تن ها, برای ترانه ی موسوی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;زیباترین ترانه ی تن ها&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;هنگام که آهنگِ گامها&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;هنگامه می کند به پا&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;صداست،&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;صدا در صدا..&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;.با نُت های سوناتِ مهتاب&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;گفتی که موسیقیِ ققنوس می خندد &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;تا راه بر تیره ی سکوت وُ کابوس ببندد&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;صدای توست در زایشی تازه از آتش&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;تا در کوچه های مشوشِ جهان فانوس برافرازد &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;در ساعتی تاریک که تویی اسیر؛ ترانه ی تنها&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;عقربه ها چو عقربی غریب وُ در نقاب&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;سُرمه ی مرگدر دهان و چشم روز می پاشند&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;تا تباه کنند تو را&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;آنگاه که زندگی از تو فخر می خَرَد&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;گرفتار نباید بود به چنگ وُ چنگالِ دشمن...&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;حال که با سایه های سبز در سفر شدی&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;از لا به لای نیزارِ آغازِ زمین&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;لای لایِ دلِ مادران&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;- نَفَس فِسرده سوگوارانِ سالیان-&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;با لابه های باد در بی محابا&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;هماره سُراید ز سبزه های سوخته ی وطن&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;قساوتِ قصاب را قصه می کند سحاب&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;به نی لبک های کودکانِ اکنون&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;به بادبادک های سبزِ عصر&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;کیست ورّاقِ غصه های قرن&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;جز این ترانه ی تن ها؛مزامیرِ زنگار رنگِ زهدانِ آرزو!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;نارنج و نار می تراود از خوشه های روشن&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;بر خشت خشتِ خورشید&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;با حاجبانِ جهل&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;بذرسوزِ دوزخِ اندوهمندان&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;چه بگوید گلو گشاده شعرِ سهل&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;سروش چه کند با شَمَن!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;دیدی چه کرد&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;ترانه با فتحِ دفترِ فردایِ آفتاب&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;کبوتری به کِتفِ کوه&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;ترانه بود وُ نغمه ی شکوه&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;در عینِ عشق عیان وُ شقایقِ قاف&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;حکاکِ این حکایت ست بر نبضِ زمان، زندباف&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;ترانه ی تلخم وُ تنها نبوده ام&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;سوگند به جانِ آنکه طراوتست و ترنّم&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;وآواز می دهد آزادیِ تو را&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;- با پیراهنی پیراسته از هنوز وُ همیشه- &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;مرثیه میراثِ سرزمینِ ما نبود&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;سروده ي رضا بی شتاب&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;2009-07-25http://rezabishetab.blogfa.com &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-34528931841213835?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/34528931841213835/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/08/blog-post_03.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/34528931841213835'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/34528931841213835'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/08/blog-post_03.html' title='ترانه ی تن ها, برای ترانه ی موسوی'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-5445163008812167155</id><published>2009-08-03T03:22:00.000-07:00</published><updated>2009-08-03T03:27:18.995-07:00</updated><title type='text'>عقیق ذوب شده (به یاد شادروان ترانه موسوی)</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;ترانه عزیزم, آنروز شوم که بایت را ازخانه بیرون گذاشتی چه روزی بود؟ آیا خورشید بی رقیب درحال درخشش بود؟ آیا به چهره ات تابید یا ازفرط حسادت روی را برگرداند؟ آیا باد هم می وزید؟ نمیشد آن نسیم کوته عمر به زلزله تبدیل میشد که همه درختها وخانه ها را تکان میداد وطبیعت بهانه ای بتو میداد که ازبناهگاهت خارج نشوی؟ هنگامیکه تصمیم به رفتن داشتی به چه فکرمیکردی؟ آیا نمیشد به موضوع دیگری می اندیشیدی که تورا ازرفتن منصرف میکرد؟ آیا ابری هم درآسمان دیده میشد یا ازشرم دیدن چهره جذاب تو بنهان شده بود؟ آیا طنین آهنگی بگوش میرسید یا بادیدن ترانه, آوای مظلومیت وبی گناهی وبی دفاعی را بانگ میزد؟
آیا به مادرت گفتی که چقدراورا دوست داری؟ آیا قلب او درآن لحظات می جوشید ومایل بود تورا دومرتبه به رحم برگرداند ؟ اگرمیدانستی روح اوبه شمع آب شده ای مبدل میشود آیا هنوزمصمم حرکت بطرف مقصد فاجعه آمیز بودی؟چه میشد اگرآنروز طوردیگری برنامه ریزی میشد؟ چه میشد اگرآن لحظه اتفاق دیگری رخ میداد واین حادثه وحشتناک را خنثی میکرد؟ چه میشد اگرفرشته نجاتی سرراهت قرار میگرفت؟ شاید او روبروی تو ایستاده بود اما تورا خویش بنداشت وگرنه دست یاری به سوی تو میشتافت. چه میشد اگردرآن دم قدرتی آهنین باهای تورا به جهت دیگری میکشید؟ چه میشد اگر به ماموران امنیتی ببخشید...(جنایتی) گوش نمیدادی وبه هرطریقی ازرفتن با آنها خودداری میکردی, حتی اگر مرگ تورا هدف میگرفتند؟ عزیزم, آیا آگاه نبودی که دختری به زیبائی تو باید باسداری همراه شود؟ اوه...فراموش کردم باسدار دروطن ما چه معنی میدهد! چه میشد اگرمیخانه ای سرراهت بود ووارد مسجد نمیشدی؟ چه میشد اگر عزرائیل بجای تو اهریمنی را دنبال میکرد؟ اوه...یادم نبود که شیطان تصورنیست بلکه سالهای درازیست که روی کریه خود را درمیهن آشکار میکند. چه میشد آن لحظه ترسی به دل راه میدادی قبل ازیک گام جلو, چندین قدم عقب میکشیدی؟ شاید مانند هرشخص دیگری بخود گفتی...نه...برای من اتفاق نخواهد افتاد. من که کاری نکردم. من که گناهی مرتکب نشدم. چه میشد اگرآنروز روز دیگری بود؟ نه ...عزیزم, درآنروز نور ازظلم وستم جباران خسته شده بود وترجیح میداد که خاموش باشد. روشنائی باهمه قهرکرده بود. تاریکی مطلق همه جا را فراگرفته بود. حتی زوزه ای درحال وزیدن نبود بلکه همه جا را سکوت احاطه کرده بود. ابرها برای گریستن درسوگ تو تدارک می دیدند. عطرزندگی بابوی مرگ جابجا شده بود. آسمان آبی را هاله ای سیاه بوشانده بود. تنها تشعشع چهره نورانی توبود که وجود موجودی را خبرمیداد. مثل اینکه طبیعت کورشده بود. فقط عقیقهای سبزتوبودند که خلا را برکرده بود. عزیزم, اهریمنان بادیدن توفرصت را غنیمت شمردند وتورا ربودند. توذوب شدی. اما برای تبه کاران وجنایتکاران اینهم کافی نبود بلکه بیکرنیمه جان تورا به آتش کشیدند که شاید اثرونشانی ازتوباقی نماند که شاهد جنایت آنها باشد. اما آنها کورخواندند. تو به آزادیخواهان هموطنت ملحق شدی. نام تو مانند جان باختگان, نداها, سهراب ها,محمدها, وبقیه عزیزان بیوند خورد. روح باک شما به دنیا ثابت کرد که ایران بیوه نیست بلکه سرافرازوباینده است.
راشل زرگریان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-5445163008812167155?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/5445163008812167155/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/08/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/5445163008812167155'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/5445163008812167155'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='عقیق ذوب شده (به یاد شادروان ترانه موسوی)'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-5468600480051579616</id><published>2009-07-21T23:47:00.000-07:00</published><updated>2009-07-22T00:01:13.034-07:00</updated><title type='text'>فردا؛ برگزاري مراسم هفتمين روز درگذشت شهيد محمد کامراني در مسجد الغدير</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/Sma4lLHfyiI/AAAAAAAAAAs/-X0PBzcgaxI/s1600-h/8D3A3727-6DA7-47E5-BE89-A068D2AF6BD7_w393_s.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5361175355210058274" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 222px; CURSOR: hand; HEIGHT: 149px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/Sma4lLHfyiI/AAAAAAAAAAs/-X0PBzcgaxI/s320/8D3A3727-6DA7-47E5-BE89-A068D2AF6BD7_w393_s.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; مراسم هفتمين روز درگذشت شهيد محمد کامراني فردا يکم مرداد از ساعت 16 تا 17:30 در مسجد الغدير تهران برگزار مي‌شود.

محمد کامراني، که هجدهم تير بازداشت شده بود، پنجشنبه گذشته بر اثر جراحت‌های وارد شده در بيمارستان مهر تهران از دنيا رفت. او که تنها ۱۸ سال داشت و جمعه گذشته قرار بود در کنکور پزشکی دانشگاه آزاد شرکت کند، روز هجدهم تير در حوالی ميدان وليعصر تهران دستگير و به بازداشتگاه کهريزک منتقل شده بود.

به نوشته سایت امیر کبیر، کامرانی چند روز پس از بازداشت، به همراه گروه ديگری از بازداشت‌شدگان به زندان اوين منتقل شد. این سایت می‌افزاید که خانواده‌ کامرانی وقتی از محل نگهداری او خبردار شدند که يک مامور زندان اوين در جمع خانواده‌ بازداشت‌شدگان فهرستی از اسامی افراد بازداشت‌شده راخواند و از انتقال آنها از کمپ کهريزک به زندان اوين خبر داد ولی سپس به آنها گفته شد که وی در بیمارستان لقمان بستری است. به نوشته امیر کبیر، وقتی اين خانواده به بيمارستان لقمان رفتند، با پيکر نيمه جان محمد کامرانی روبه‌رو شدند که همچنان تحت کنترل ماموران بود. آنها با هماهنگی مسوولان بيمارستان و باز تحت کنترل شديد ماموران، فرزند خود را به بيمارستان مهر منتقل کردند، اما تلاش‌های کادر پزشکی در نهايت بی‌نتيجه ماند و محمد کامرانی درگذشت.


مسجد الغدير در خيابان ميرداماد واقع است.
منزل پدر شهيد کامراني نيز در خيابان ملاصدرا، سازمان گوشت، پشت دانشگاه علوم پزشکي بقيةالله واقع است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-5468600480051579616?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/5468600480051579616/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_21.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/5468600480051579616'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/5468600480051579616'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_21.html' title='فردا؛ برگزاري مراسم هفتمين روز درگذشت شهيد محمد کامراني در مسجد الغدير'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/Sma4lLHfyiI/AAAAAAAAAAs/-X0PBzcgaxI/s72-c/8D3A3727-6DA7-47E5-BE89-A068D2AF6BD7_w393_s.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-5798885194583450492</id><published>2009-07-19T02:51:00.000-07:00</published><updated>2009-07-21T05:53:28.792-07:00</updated><title type='text'>صداي ترانه شب‌ ها نمي گذارد که بخوابم</title><content type='html'>انگار برخي از انسان ها خلق شده اند تا اسطوره شوند و براي هميشه در ذهن تاريخ بمانند. در بخشي از تعريف اسطوره آمده است: «قصه ای که منشاء تاریخی نامعلومی دارد و بازگوکننده مصائبی ست که بر قومي کهن رفته است. قهرمانان و اساطیر، همه شخصیت&amp;shy;هايی واقعی بوده&amp;shy;اند اما روایات افسانه&amp;shy;ایی در ازمنه بعدی چیزهايی بر آن افزوده است.» ترانه موسوي خلق شد تا اسطوره شود. ترانه، فرزند قومي کهن بود که تاريخ همواره به اخلاق‌مداري آباء و اجداد او مي‌نازد اما سرنوشت غم‌انگيز او به دست بي‌اخلاق‌ترين ها رقم خورد.
در روزهاي اخير بسياري از جوانان وطنمان در راه آزادي و اخلاق، جانشان را فدا کردند و خون تک تک شان، گام هايي شد براي نزديک شدن ما به آزادي، اينان که براي مبارزه با ظلم و جور زمانه به پا خاستند روزگار ما را اسطوره کردند و باعث شدند تا قصه ما قرن ها زنده بماند اما آيندگان در بازگويي سينه به سينه اسطوره ما به فرزندانشان، از نام هايي چون ندا، سهراب و ترانه مدد خواهند جست.
هنگامي که خبر دستگيري ترانه و سرنوشت نامعلوم او در وبلاگ زيرزمين منتشر شد برخي بر آن شدند تا اين خبر را به دليل ابهام در منبعش، تکذيب کنند و نخواستند لحظه اي خود را جاي منبع خبر و نگارنده آن بگذارند و با خود بينديشند که آيا واقعن در شرايط حاضر مي شود منبع چنين خبري را ذکر کرد يا نه. برخي از اين افراد معتقد بودند که عکس ترانه نبايد از طريق اين وبلاگ و وبلاگ هاي ديگر منتشر مي شد؛ حال آن که هنگامي که خبر دستگيري و ناپديدشدن ترانه منتشر شد، منابع و نگارنده ها مي دانستند که ترانه زنده است و با انتشار عکس او، سعي داشتند تا نشاني از او بيابند. برخي به انتشار عکس ترانه و مشکلي که از سوي فرد ناشناس با مادر ترانه در تماسي تلفني عنوان شده بود خرده گرفتند و اين اقدام را عاملي براي بي آبرو شدن او دانستند و لحظه اي با خود نينديشيدند که اين ترانه نيست که بي آبرو مي شود بلکه افرادي که براي او و ديگر جوانان اين مرز و بوم ـ که گويي تعدادشان نيز اندک نيست ـ سرنوشتي از اين دست را رقم مي زنند بي آبرو شده اند. آيا همين طرز تلقي ها نيست که باعث افتادن چنين اتفاق هايي مي شود؟
برخي از مخاطبان بحث هايي را عنوان کرده اند مبني بر اين که وبلاگ زيرزمين که به انتشار اين خبر اقدام کرده، به تازگي راه افتاده است. اين جا بايد بگويم وبلاگ زيرزمين به منظور انتشار خبرهاي ترانه راه اندازي شد ولي اين بدان معنا نيست که اين وبلاگ اخبار ديگر اين روزها را منتشر نمي کند.
برخي به قلم نگارنده خبر مشکلاتي را وارد دانسته اند و دقيقا نگفته اند منظورشان از اين جمله که نحوه تنظيم خبر نشان از کذب بودن آن دارد چيست. نگارنده که بين وبلاگ، خبرگزاري و روزنامه تفاوت هايي قايل است، در شرايط حاضر تمامي تکنيک هاي خبري را از وارونه ترين هرم ها به زير افکنده است و فقط و فقط کوشش مي‌کند تا خبر ترانه را به گوش جامعه و حتي کساني که در رأس حکومت نشسته اند برساند تا به سهم خود از تکرار فجايعي از اين دست جلوگيري کند.
خبر ترانه براي نگارنده وبلاگ زيرزمين موثق و احتمال تکرار اين فاجعه نيز برايش محتمل است و حتي اگر روزي در برنامه اي که از سيماي جمهوري اسلامي پخش مي‌شود، دختري در مقابل چشم هاي بسياري، خود را با نام ترانه موسوي معرفي کند يا اگر روزي مادر ترانه از افرادي که به انتشار اين خبر اقدام کرده اند شکايت کند، ذره اي از اعتقاد نگارنده به ظلمي که نسبت به ترانه روا داشته شده است کم نخواهددشد.
ترانه موسوي اکنون در گورستاني در مازندران خفته است. ترانه، قصه نيست اما قصه اش قرن ها در گوش کودکان جهان زمزمه خواهدشد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-5798885194583450492?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/5798885194583450492/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_19.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/5798885194583450492'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/5798885194583450492'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_19.html' title='صداي ترانه شب‌ ها نمي گذارد که بخوابم'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-1786883794946547070</id><published>2009-07-18T01:28:00.000-07:00</published><updated>2009-07-18T02:27:03.320-07:00</updated><title type='text'>پاسخ به مخاطباني که خبر تلخ ترانه موسوي را داستاني تخيلي مي پندارند</title><content type='html'>انتشار خبر ترانه موسوي در زيرزمين و چند وبلاگ ديگر، برخي از مخاطبان را بر آن داشت تا بدون لحظه اي تأمل، به محکوم کردن نگارنده خبر بپردازند و با پرسش هاي مکرر درباره منبع خبر، به تمسخر کل ماجرا اقدام کنند و به جاي حساس شدن درباره اين خبر، سرنوشت وحشتناک و غم انگيز ترانه را ـ فقط و فقط به دليل نداشتن منبع ـ داستاني تخيلي عنوان کنند. گويا اين دوستان خبر گم شدن و ناپديدشدن بسياري از جوانان شرکت کننده در تجمعات روزهاي اخير را هرگز نشنيده اند و خبر شهادت سهراب اعرابي در روز 25 خرداد و سرگرداني مادر وي را تا هفته پيش در مقابل اوين براي آزادي فرزندش باور ندارند. آيا به گوش اين مخاطبان نرسيده است که خانواده شهدا اجازه نصب پارچه سياه و عکس شهيدشان را بر سر درخانه هاشان ندارند و نمي توانند مجلس سوگواري براي عزيزانشان برگزار کنند؟ اين وضعيت خانواده هايي است که فرزندانشان در تجمعات مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند. درباره وضعيت اسفبار ترانه که به گفته چريک آنلاين «قرباني هوس اوباشي شده که امروز براي آن که مشروعيت کل نظام مورد پرسش قرار نگيرد پشت سپري آهنين پناه گرفته اند.» مسلم است که محدوديت و تهديد چندبرابر خواهد بود. نگارنده وبلاگ زيرزمين در بخش پاياني خبر شهادت ترانه، به اين مخاطبان پاسخي هرچند کوتاه داده بود و به دليل ادامه يافتن محکوم کردن ها از سوي همان مخاطبان ـ که برخي، خود روزنامه نگارند ـ مي‌خواست پستي مستقل را اختصاص دهد به محدوديت ها و خفقاني که امروز بر خبرنگاران و روزنامه نگاران ساکن در ايران حاکم است، اما پس از خواندن آخرين پست وبلاگ &lt;a href="http://cherikonline.blogspot.com/"&gt;چريک آنلاين &lt;/a&gt;ـ که همراه با برخي وبلاگ ها به انتشار خبر ترانه موسوي اقدام کرده بود ـ خود را از اين اقدام بي نياز ديد و تصميم گرفت پست يادشده را در زيرزمين قرار دهد.

&lt;a href="http://cherikonline.blogspot.com/2009/07/blog-post_18.html"&gt;همه چيز درباره پشت پرده اخبار مربوط به ترانه موسوي و خانواده‌اش و پاسخ به مهدي جامي&lt;/a&gt;
خبر مربوط به ترانه موسوي، دختري که هفتم تير در ميان بازداشت‌شدگان تجمع مسجد قبا تنها به مدت پنج ساعت در ميان بازداشتي‌ها ديده شد و پس از آن ناپديد شد حاشيه‌هاي فراواني به دنبال داشت که اين حاشيه ها پيش از هر چيز پرسش‌هايي هستند که پرسندگانشان از سر بي پاسخي، خود به يافتن پاسخ هاي ذهني خويش برآمده اند و نگارندگان خبر يادشده را نيز محاکمه مي کنند که چرا براي چنين خبر مهمي منبع قابل استنادي ارائه نمي کنند.چريک‌آنلاين ضروري مي‌داند براي نخستين بار در مورد يکي از خبرهاي خود به توضيحاتي مفصل بپردازد تا مخاطبي که حس مي‌کند به شعورش توهين و يا احساساتش جريحه دار شده به تصوير کامل‌تري از پشت‌پرده‌ي اين خبر برسد.شايد بايد با اين جمله آغاز کرد که نوشتن هر خبر در شرايط حاضر و درباره‌ي رويدادهاي جاري همچون رانندگي در جاده‌اي مه‌آلود و بدون هيچ‌گونه تابلوي راهنمايي است. جاده‌اي مه‌آلود که معلوم نيست کجا قرار است بپيچيد و اين پيچ تا کي و تا کجا بر خود مي‌‌پيچد. روزنامه‌نگاري در شرايطي که بايد بي‌نام و نشان بنويسي، بي‌هيچ ردپايي، بي‌آن که ردپايي براي لو رفتن منابع خبري‌ات باقي بگذاري يک کار چريکي تمام عيار است که با توقعات فانتزي و حرفه‌اي آن‌ها که در ساحل روزنامه‌نگاري عيان و آشکار قلم‌رنجه مي‌کنند هيچ ارتباطي ندارد.وقتي بايد طوري بنويسي که از نثر و رسم‌الخط‌ نتوانند تو را بشناسند، وقتي بايد طوري بنويسي که منابع خبريت از امنيت کامل برخوردار باشند بديهي است که مجبوري حتي در خبرت گاه در کنار چهار مورد صحيح دو مورد غلط بي‌آزار هم بگنجاني که آدرس دقيق منبع خبريت را ندهي.چند پاسخ به مهدي جامي واهالي ترديدنمي دانم واقعا اگر قرار بود آقاي مهدي جامي، ساسان آقايي و ديگراني که نگارندگان خبر ترانه را متهم مي‌کنند در شرايط ما کار کنند آيا براساس مدل‌هاي روزنامه‌نگاري اخلاق‌گراي اروپايي خبر مي نوشتند؟ در شرايطي که حتي منبع خبر هم جا زده و دارد ما را تهديد مي کند که نوشتن از ترانه را ادامه ندهيم، آيا باز هم پرسش‌هاي فانتزي و علمي-تخيلي مطرح مي‌کرديد؟آقاي جامي عزيز! اگر شما به جاي ما با سرچشمه‌ي خبر ترانه در ارتباط بوديد و در ايران هم زندگي مي‌کرديد نه در آمستردام يا يکي ديگر از کشوهاي اروپايي باز هم حاضر بوديد در وبلاگ شخصي خودتان و با اسم و امضاي خودتان خبر ترانه را منتشر کنيد يا مجبور بوديد وبلاگي تازه دست‌وپا کنيد؟ وبلاگ‌هاي تازه ‌از تخم درآمده که به گفته‌ي شما سه پست بيشتر ندارند دقيقا محصول همين فضاست دوست عزيز؟ نکند توقع داشتيد اين خبر را با ذکر منبع، کروکي منزل منبع خبر و در يک وبلاگ قديمي و آشنا تقديم حضورتان کنيم؟ اين چه تحليلي است دوست عزيز؟ دقيقا بنا همان دلايلي که براي رد کردن مشروعيت خبر برشمرده‌ايد مي‌توان حقانيت خبر را پذيرفت.لطفا به وقايع‌نگاري جنايات سازمان‌يافته‌ي دستگاه‌هاي امنيتي جهان دقت کنيد. کدام يک از اين جنايات که حتي در جوامع توسعه يافته رخ مي‌دهند قابل اثبات و انکار هستند و وقايع‌نگاران تا چه امکان دارند از سايه بيرون بيايند و آشکارا در هيات رابين‌هود به روشنگري بپردازند؟ حال آن که نگارنده معتقد است قتل ترانه يک جنايت سازمان يافته نبوده و او تنها قرباني هوس اوباشي شده که امروز براي آن که مشروعيت کل نظام مورد پرسش قرار نگيرد پشت سپري آهنين پناه گرفته اند و شما هم داريد آب به آسياب همان‌هايي مي ريزد که اين سپر آهنين را براي اين اوباش فراهم کرده‌اند. ...
براي خواندن کامل اين پست چريک آنلاين، روي تيتر يادداشت کليک کنيد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-1786883794946547070?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/1786883794946547070/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_18.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/1786883794946547070'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/1786883794946547070'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_18.html' title='پاسخ به مخاطباني که خبر تلخ ترانه موسوي را داستاني تخيلي مي پندارند'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-993813024259543877</id><published>2009-07-18T01:18:00.000-07:00</published><updated>2009-07-18T01:23:37.632-07:00</updated><title type='text'>خونخواهي علي کاظميني، پدر يکي از شهداي سال 57 از آيت الله خامنه اي</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;بسمه تعا لی&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;رهبر محترم جمهوری اسلامی&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;باسلام&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;من علی کاظمینی هستم، 76 ساله. خداوند تبارک تعالی 2پسر به من عطا نمود که آنها را حسن وحسین نامگذاری کردم. حسن 22 ساله به ندای رهبرانی که یکی از آنها حضرتعالی هستید روز17شهریور57به میدان ژاله رفت تا به همراه سایر همفکرانش بر علیه رژیم شاه تظاهرات کند. درتجمعی که برای آن مجوزنداده بودند حاضر شد وعوامل سفاک شاه به ادعای آنکه تجمع غیرقانونی است با جمعیت برخورد، وحسن شهید شد. تاچندروزقبل، شاه راعامل ریختن خون فرزندم می دانستم. چندروزقبل نوه 19 ساله ام، پسر حسین که پدرش او را به یاد عموی شهیدش حسن نام گذاشته بود، به ندای رهبرانی به خیابان انقلاب رفت تا بهمراه همفکرانش برعلیه حقی که ازکف داده بود، تظاهرات کند. در تجمعی که برای آن مجوز نداده بودند حاضرشد وعواملی به ادعای آنکه تجمع غیرقانونی است با جمعیت حاضر برخورد وحسن دیگربه خانه برنگشت. حال که شما فرموده اید مسبب خون های ریخته شده، دعوت کنندگان مردم به خیابان ها هستند باید گفت: رهبرمحترم کشور! قبول فرمائید که یک بام ودو هوا نمی شود. اگرخو نخواهی ازدعوت کننده  تظاهرات  صحیح باشد ، پس من بایستی خونخواهی پسرم که در17شهریور57 خونش ریخته شد را ازشما مطالبه کنم واگرخونخواهی ازسردمداران حکومتی که به مخالفین خود حتی اجازه ابرازمخالفت در یک تظاهرات آرام را هم نمی دهند ، صحیح باشد ، پس خونخواهی نوه 19 ساله ام ازشما فقط معنی می دهد ولاغیر.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-993813024259543877?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/993813024259543877/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/57.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/993813024259543877'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/993813024259543877'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/57.html' title='خونخواهي علي کاظميني، پدر يکي از شهداي سال 57 از آيت الله خامنه اي'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-6335585815120545667</id><published>2009-07-16T05:09:00.000-07:00</published><updated>2009-07-16T06:54:28.469-07:00</updated><title type='text'>خانواده ترانه موسوي مي گويند جنازه سوخته او را يافته اند</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/Sl8qqrzdnWI/AAAAAAAAAAk/PbTs_bCtB1M/s1600-h/Copy+of+IMG_2339.JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5359048994395626850" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 240px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/Sl8qqrzdnWI/AAAAAAAAAAk/PbTs_bCtB1M/s320/Copy+of+IMG_2339.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;
&lt;div&gt;دوستان ترانه موسوي، از بازداشت‌شدگان هفتم تير در درگيري‌هاي مسجد قبا، گفته اند كه خانواده‌ي وي از يافتن جنازه‌ي سوخته‌ي ترانه در حومه‌ي قزوين خبرداده‌اند. &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;يكي از دوستان ترانه موسوي ديروز براي پيگيري وضع ترانه با منزل پدري او تماس گرفت و با خبر مرگ ترانه و يافتن جنازه سوخته‌اش ـ بين كرج و قزوين ـ مواجه شد. خانواده ترانه از بازگويي مكان و زمان تشييع جنازه وي خودداري كردند و گفتند نمي توانند توضيحات بيشتري دهند. پس از پيگيري ها و تماس هاي مكرر دوستان ترانه با منزل وي، خانواده موسوي از آنان خواستند كه ديگر تماس نگيرند و در برابر سخن يكي از دوستان ترانه كه گفته بود خانواده او بايد نوع مرگش را به جامعه اطلاع دهند و به رسانه ها بگويند كه ترانه دستگير شده و پس از دستگيري به اين سرنوشت دچار شده است شنيده بودند كه ما صلاح كار خود را بهتر از شما مي دانيم و نمي خواهيم در تشييع جنازه اش كسي حضور داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;ترانه موسوي به گفته يكي از دوستانش - كه نمي خواهد نامش فاش شود - روز هفتم تير در حوالي تقاطع ميرداماد و خيابان شريعتي كلاس آرايشگري داشته است. او اتومبيل خود را در يكي از خيابان هاي فرعي بين حسينه ارشاد و ميرداماد، پارك مي كند و پس از ديدن تجمع مردم در خيابان قبا و اطراف حسينه ارشاد با يكي از دوستان خود تماس مي گيرد و به او مي گويد كه پيش از رفتن به آرايشگاه بهتر است سري به مسجد قبا بزنند و با دوست خود در نزديكي مسجد قبا قرار مي‌گذارد. وي كه به گفته دوستش مانتوي سبز به تن و شالي سبز به سر داشته است درحاليكه در خيابان شريعتي منتظر يكي از دوستان خود بوده است از سوي مأموران حكومتي دستگير مي شود و در هنگام دستگيري، دوست وي كه به محل قرار نزديك مي‌شده از دور وي را مي بيند. ترانه را سوار به وني مي‌برند. شواهد دستگيري ترانه به همين جا ختم نمي شود و چند نفر از دستگيرشدگان واقعه مسجد قبا در تماس هايي با خانواده‌ي وي، خبر دستگيري اش را به آنان اطلاع مي دهند. ترانه موسوي در زمان دستگيري شماره منزل و يكي از دوستانش را به چند نفر از دستگيرشدگان مي دهد و از آنان مي‌خواهد در صورت آزادي با خانواده اش تماس گرفته و خبر دستگيري اش را به آنان اطلاع دهند. كساني كه در آن روز همراه با ترانه به ساختماني در حوالي پاسداران منتقل مي ‌شوند گفته اند كه او مدام گريه مي كرده و مي گفته است نه براي تجمع كه براي شركت در كلاس آرايشگري در آن محل حضور داشته است. اما برخي از دوستانش خبر داده اند كه ترانه در راهپيمايي هاي مسالمت آميز روزهاي 25، 26 و 27 خرداد شركت داشته است و حتا پيش از انتخابات نيز با حضور در زنجيره سبز، حمايت خود را از اصلاحات و آزادي در ايران ابراز مي كرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;به گفته يكي از دوستان ترانه، پس از دو هفته از دستگيري او، فردي ناشناس با منزلش تماس گرفته و به مادر ترانه خبر بستري بودن وي را در بيمارستان امام خميني كرج مي دهد. اين ناشناس به مادر ترانه مي گويد كه مردم دخترش را پس از تصادف، به آن بيمارستان رسانده اند. مادر ترانه به ناشناس مي گويد برخي تماس گرفته اند و ترانه را در درگيري هاي مسجد قبا و در بازداشگاه ديده اند اما ناشناس مي گويد ترانه ربطي به حادثه مسجد قبا ندارد و احتمالن قضيه اش ناموسي ست؛ چراكه مي خواسته با شلنگ سرم خودش را حلق آويز كند. او پارگي رحم و مقعد را نيز دليل بستري شدن ترانه ذكر مي كند. خانواده ترانه به آن بيمارستان مراجعه مي كنند اما مسوولان بيمارستان بستري شدن ترانه موسوي را تكذيب مي كنند و تنها يكي از پرسنل مي گويد كه دختري را با موهاي بافته شده ديده است كه چند نفر با ظاهري به گفته او «حزب اللهي» بيهوش مي آورند و بيهوش مي برند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;جملاتي كه اين ناشناس در مكالمه تلفني با مادر ترانه بيان مي كند نشان مي دهد كه ماموران وزارت اطلاعات و لباس شخصي ها مي خواسته اند ذهن خانواده ترانه را از سياسي بودن قضيه منحرف كنند و به آنان بقبولانند كه دخترشان از نظر اخلاقي مشكلاتي داشته است تا خانواده نيز پس از شنيدن خبر مرگ فرزندشان، از پيگيري و پي جويي درباره چند و چون مرگ وي خودداري كنند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;ممانعت خانواده ترانه موسوي از دادن اطلاعات درباره تشييع پيكر وي و چگونگي درگذشتش عجيب به نظر نمي رسد؛ چراكه تمامي خانواده هاي قربانيان حوادث اخير از سوي حكومت و وزارت اطلاعات تهديد مي شوند و به آنان گفته مي شود در صورتي كه تشييع پيكر عزيزانشان و مراسم كفن و دفن و ختم آنان با حضور مردم و با شيون و ناله برگزار شود مشكل حاد ديگري براي يكي ديگر از عزيزانشان اتفاق خواهد افتاد. &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;ترانه موسوي اكنون تنها به خانواده اش تعلق ندارد و متعلق به همه ايرانيان است؛ بنابراين پيگيري وضعيت او و چگونگي درگذشتش وظيفه تك تك ماست. اين كه من نمي توانم با نام خود اين اخبار را منتشر كنم؛ اين كه دوست ترانه نمي تواند نامش را بگويد؛ اين كه خانواده ترانه درباره فرزندشان هيچ حرفي نمي زنند همه از خفقاني حكايت دارد كه امروز بر جامعه ما حاكم است. من از دوستاني كه وظيفه خود مي دانند به راحتي و به سرعت اين نوع اطلاع رساني را محكوم كنند مي خواهم به جاي نشستن و محكوم كردن اين و آن، درباره ترانه تحقيق كنند و خبرهايش را به گوش نخست ايرانيان و سپس جهانيان برسانند تا شايد از بيش از اين شاهد قرباني شدن ترانه هايمان نباشيم. &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;لازم است بگويم عكس ترانه را نيز يكي از هنرجويان آموزشگاه آرايشگري و از دوستان ترانه در اختيار وبلاگ زيرزمين قرار داد.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_3749.html"&gt;وضعيت مبهم يكي از بازداشت‌شدگان مسجد قبا&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://cherikonline.blogspot.com/"&gt;احتمال تجاوز به ترانه موسوي، بازداشتي تجمع مسجد قبا&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-6335585815120545667?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/6335585815120545667/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_16.html#comment-form' title='20 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/6335585815120545667'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/6335585815120545667'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_16.html' title='خانواده ترانه موسوي مي گويند جنازه سوخته او را يافته اند'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/Sl8qqrzdnWI/AAAAAAAAAAk/PbTs_bCtB1M/s72-c/Copy+of+IMG_2339.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>20</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-1619498465871022155</id><published>2009-07-15T01:09:00.001-07:00</published><updated>2009-07-15T01:16:43.120-07:00</updated><title type='text'>آرمان استخري‌پور به جمع شهداي وقايع اخير پيوست</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;آرمان استخری‌پور، جوان 18 ساله شيرازی که در درگيري‌هاي ماموران حکومتي با مردم در تظاهرات شيراز مورد اصابت باتوم قرار گرفته بود پس از چند روز کما و بر اثر مرگ مغزی، سرانجام شهيد شد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;يکي از دوستان آرمان که نخواست نامش فاش شود گفت: آرمان در درگيری‌های چند روز اخير شيراز در محله ابيوردی با باتوم مجروح شد وپس از آن به کما رفت. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;به گفته اين جوان شيرازي، آرمان که به منزل پيرزنی در حوالی درگيري‌ها پناه برده بود امروز، 24 تير، جان باخت و پيکر اين عزيز جان باخته قرار است در دارالرحمه شيراز به خاک سپرده شود. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;پزشک آرمان علت مرگ وی را مرگ مغزی اعلام کرد. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-1619498465871022155?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/1619498465871022155/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_397.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/1619498465871022155'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/1619498465871022155'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_397.html' title='آرمان استخري‌پور به جمع شهداي وقايع اخير پيوست'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-8616092483671701313</id><published>2009-07-15T01:03:00.001-07:00</published><updated>2009-07-15T01:09:28.205-07:00</updated><title type='text'>یک شاهد عینی: پیکر صدها شهید در سردخانه‌ها پنهان و بر روی هم انبار شده است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;یک شاهد عینی که نخواست نامش فاش شود در حالی‌که برای یافتن عزیز خود همچنان سرگردان است گفت که جنازه صدها شهید را در سردخانه‌ای در جنوب غربی تهران دیده است که بر روی هم تلنبار شده بودند.
در حالی‌که بسیاری از خانواده‌های زندانیان در بند همچنان نگران عزیزانشان از این نهاد به آن سازمان و از این زندان به آن دادگاه سرگردان و حیران بازی داده می‌شوند و هیچ مقام مسئول و غیر مسئولی در کشور حاضر به پاسخگویی به این خانواده‌های نگران نیست، برخی از خانواده‌ها را به محل نامعلومی دعوت می‌کنند و بعد از توجیه و تهدید آنها به آسیب دیدن دیگر اعضای خانواده و همچنین گرفتن تعهد مبنی بر عدم اطلاع‌رسانی در مورد مرگ فرزندانشان و امضاء اوراقی با این مضمون که تائید می‌کنند عزیزانشان بر اثر تصادف و یا دیگر حوادث طبیعی جان سپرده‌اند جنازه‌های آنها را تحویل خانواده‌های داغدار می‌دهند.
نوروز به به نقل از یکی از این خانواده ها که نخواست نامش فاش شود نوشته است، وی را به سردخانه‌ای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری میوه و محصولات لبنی بوده است برده‌اند و آلبومی در اختیارش گذاشته‌اند که تصویر صدها کشته در آن بوده است تا جنازه فرزندش را از بین آنها پیدا کند. به گفته وی دیدن تصاویر این کشته‌ها نزدیک به نیم ساعت به طول انجامیده است. وی افزود در زمان خروج از این سردخانه پیکر صدها شهید را دیده است که در آنجا روی هم گذاشته شده بودند. این مادر داغدار می‌گوید با آنکه جنازه فرزندم را پیدا نکردم اما با دیدن آنهمه جنازه که رو هم دپو شده بود از هوش رفتم و وقتی به هوش آمدم که در بیرون سرخانه و در ماشین بودم.
همه اینها در حالی است که تمامی مقامات نظامی کشور در هفته‌های اخیر استفاده از سلاح گرم را در درگیری‌های تهران رد کرده‌اند و مشخص نیست این همه شهید و کشته که هر روز تنها نام برخی از آنها منتشر می‌شود به چه صورت کشته و شهید شده‌اند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;منبع: موج سبز آزادي&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-8616092483671701313?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/8616092483671701313/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_15.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/8616092483671701313'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/8616092483671701313'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_15.html' title='یک شاهد عینی: پیکر صدها شهید در سردخانه‌ها پنهان و بر روی هم انبار شده است'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-5561992752250838159</id><published>2009-07-13T05:27:00.000-07:00</published><updated>2009-07-14T00:58:58.230-07:00</updated><title type='text'>وضعيت مبهم يکي از بازداشت‌شدگان تجمع مسجد قبا</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/SlwbAZh5kSI/AAAAAAAAAAc/At3f3zMl2p4/s1600-h/Copy+of+IMG_2339.JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5358187350331068706" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 240px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/SlwbAZh5kSI/AAAAAAAAAAc/At3f3zMl2p4/s320/Copy+of+IMG_2339.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;
&lt;div&gt;يکي از دستگيرشدگان هفتم تير 88 با نام «ترانه موسوي» متولد 1360 در وضعيتي نامعلوم به سر مي‌برد. يک ناشناس پس از نزديک به سه هفته، در تماسي تلفني با مادر او گفته است که ترانه به دليل پارگي رحم در بيمارستان امام خميني کرج بستري‌ست اما خانواده او پس از مراجعه به اين بيمارستان نيز نتوانستند از فرزندشان خبري بگيرند.
ترانه موسوي هفتم تير 88 در اطراف مسجد قبا در خيابان شريعتي تهران از سوي مأموران حکومتي دستگير شد. پس از گذشت نزديک به سه هفته، افرادي ناشناس با مادر او تماس گرفته و از بستري بودن او در بيمارستان امام خميني کرج خبر دادند. اين افراد تصادف در حومه خيابان شريعتي و پارگي رحم و مقعد را دليل بستري بودن وي در بيمارستان عنوان و تأکيد کرده‌اند بستري‌شدن او ربطي به تجمع مسجد قبا ندارد. آن‌ها گفته‌اند ترانه مشکل ناموسي داشته است و به همين دليل مي خواسته با شلنگ سرم، خود را حلق‌آويز کند.
خانواده‌اش پس از مراجعه به آن بيمارستان، نتوانستند او را ببينند و مسوولان بيمارستان گفته‌اند که شخصي با اين نام در آن‌جا بستري نيست.
يک شاهد عيني که روز هفتم تير دستگير شده بود، مي‌گويد: « نيروهاي ضد شورش و لباس شحصي روز هفتم تير من و تعدادي از دستگيرشدگان را سوار بر ون‌هايي به ساختماني در اطراف ميدان نوبنياد بردند و به آزار جسمي و روحي ما پرداختند. برخي از دستگيرشدگان را در همان بعداز ظهر به زندان اوين منتقل کردند اما من و بقيه را آزاد کردند. ترانه در ميان ما بود. او دختري زيبا، خوش‌اندام و شيک‌پوش بود و بازجويي‌اش از همه بيشتر طول کشيد. چشم‌هايش سبز بود. من و تعدادي را همان شب آزاد کردند و تعدادي را نيز پيش از آزادي ما به جاهاي ديگري فرستادند. اما نيروهاي لباس شخصي ترانه را همان‌جا نگه داشتند و حتا به او اجازه ندادند تا با مادرش تماس بگيرد.»
پدر ترانه موسوي ناراحتي قلبي دارد و پس از ناپديد شدن تنها فرزندش در خانه بستري شده است.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-5561992752250838159?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/5561992752250838159/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_3749.html#comment-form' title='33 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/5561992752250838159'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/5561992752250838159'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_3749.html' title='وضعيت مبهم يکي از بازداشت‌شدگان تجمع مسجد قبا'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_A1eM13RqKTY/SlwbAZh5kSI/AAAAAAAAAAc/At3f3zMl2p4/s72-c/Copy+of+IMG_2339.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>33</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-8041949207647331376</id><published>2009-07-13T03:31:00.000-07:00</published><updated>2009-07-13T04:14:39.978-07:00</updated><title type='text'>خريدن آلبوم‌هاي اسطوره‌اي به نام محمدرضا شجريان، راهي ديگر براي مبارزه مدني</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;محمدرضا شجريان، اين روزها همگام با مردم ايران، اعتراض خود را به تقلب در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران نشان مي‌دهد. او پس از 22 خرداد 1388، در گفت‌وگويي با بي بي سي، به‌طورغيرمستقيم به لحن محمود احمدي‌نژاد درباره‌ي مردم ايران اشاره کرد و از صدا و سيماي جمهوري اسلامي خواست تا صداي او را پخش نکنند و گفت: «من هم جزو همان خس و خاشاکم.»
استاد آواز ايران شب گذشته نيز در گفت‌وگو با صداي آمريکا بر اين خواسته‌ي خود تأکيد کرد و گفت با توجه به اين که صدا و سيما همچنان صداي وي را پخش مي‌کند، مي‌خواهد از تلويزيون ايران شکايت کند و براي اين منظور با وکيلش نيز صحبت کرده است.
با توجه به اين‌که شجريان با مردم ايران همپا و همصدا شده است، مي‌توانيم با خريدن آلبوم‌هاي اين استاد، از وي قدرداني و شکلي ديگر از مبارزه مدني در پيش گيريم. دور از نظر نيست که حکومت ايران ـ پس از گفت‌وگوي استاد شجريان با بي بي سي و صداي آمريکا ـ به جمع‌اوري آلبوم‌هاي وي از بازار اقدام کند.
مردم مي‌توانند در خيابان‌ها و پشت چراغ‌هاي قرمز، به جاي زدن بوق‌هاي ممتد، ترانه‌ها و تصنيف‌هاي شجريان را در ضبط اتومبيل‌هاي خود بگذارند و صداي آن را بلند کنند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-8041949207647331376?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/8041949207647331376/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_13.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/8041949207647331376'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/8041949207647331376'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post_13.html' title='خريدن آلبوم‌هاي اسطوره‌اي به نام محمدرضا شجريان، راهي ديگر براي مبارزه مدني'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6776927468122794189.post-530668810309134587</id><published>2009-07-13T03:20:00.000-07:00</published><updated>2009-07-13T04:24:06.839-07:00</updated><title type='text'>ما زير ِ زمين زندگي مي‌کنيم و زير ِ زمين مي‌ميريم</title><content type='html'>ما سال‌هاست زير زمين زندگي مي‌کنيم و نفس نمي‌کشيم. ما زير ِ زمين زندگي مي‌کنيم و زير ِ زمين مي‌ميريم. من و دوستان بي‌شمارم از زندگي در زيرِ زمين خسته شده‌ايم و مي‌خواهيم روي زمين را تجربه کنيم. زندگي زيرزميني ما در اين روزها رنگ ديگري به خود گرفته است؛ رنگ سبز که گاهي قرمز مي‌شود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6776927468122794189-530668810309134587?l=zeerzamin.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://zeerzamin.blogspot.com/feeds/530668810309134587/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/530668810309134587'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6776927468122794189/posts/default/530668810309134587'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://zeerzamin.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='ما زير ِ زمين زندگي مي‌کنيم و زير ِ زمين مي‌ميريم'/><author><name>زيرزميني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10838173929054967939</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry></feed>
